سلام

خرید بک لینک

سلام

این «سلام» از کجا آمد؟ از یک عادت... اینقدر که در تلگرام پیام میدهم و اول هر پیام «سلام» مینویسم و اینقدر که اینجا نمینویسم، ناخودآگاه اول صفحه نوشتم «سلام»... به هر حال... سلام و سال نو مبارک...


آمدم چند چیز بگویم و اگر خدا بخواهد نروم پی کارم تا سال دیگر. باز زودتر بیایم و چیز دیگری بگویم...

چند شب پیش لایو علی فرنودیان و پانتهآ وزیری را در اینستاگرام میدیدم. از آشناییشان که به وبلاگنویسی برمیگشت میگفتند و اینکه نوشتن برای آقای فرنودیان مثل مدیتیشن عمل میکرده و برای خانوم وزیری هم چیزهای دیگری که اگر دوست داشتید بدانید چه چیزهایی، خودتان بروید لایو را در صفحه اینستاگرام آقای فرنودیان که سیو کردند ببینید. من با همان حرف آقای فرنودیان کار دارم. راست میگفت. وقتهایی که در وبلاگ زود به زود مینوشتم حال ذهنم بهتر بود. واقعا انگار مدیتیشن بود... برای همین هم اول نوشتم گفتم قرار نیست بروم پی کارم تا سال دیگر. قصد کردهام بیشتر اینجا بنویسم. مخاطب دارم؟ نمیدانم. شاید خیلی خیلی کم. اما مهم نیست. به قول خانوم وزیری در همان لایو باید تکلیفمان با خودمان و نیازمان و فضای مجازی و هدفش روشن باشد. نباید در تلهاش بیفتیم. حالا گیرم ده نفر اینجا را بخوانند. بد که نیست! همان ده نفر را من دوست دارم چون ماندهاند پای همین وبلاگها، هرچند املانه... اینجا نفس کشیدن سبک است. هوا کم ندارد. آدمهای حوالیات صبور هستند. همین صبوریشان کمی قرارت میدهد در این زمانه سرعت و زودگذری از حرفها...


خلاصه که سعی میکنم بیشتر بیایم اینجا. امیدوارم بشود...


پ.ن. یک چیز دیگر؛ جدیدا با یک گروه استارتآپی در حوزه نوجوان کار میکنم. گروه دغدغهمندی هستند و سعی میکنند خوب و علمی کار کنند. بخوانیدشان. دنبالشان کنید و به نوجوانها معرفیشان کنید.


سایتشان: www.taa20.com

تلگرامشان: @taa20

اینستاگرامشان: taa20taa

بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 232 تاريخ: پنجشنبه 5 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:26

صفحه بندی