کرم کتاب

خرید بک لینک

میم روانشناسی خوانده و در یک کلینیک مشغول است. یک بار میگفت یک روانشناس اگر کارش را درست انجام بدهد، نمیتواند بیش از تعداد مشخصی مراجعهکننده را پذیرش کند. درگیر یک مراجعهکننده شدن ظرفیت خاصی میخواهد و حالا مگر یک روانشناس چقدر میتواند پذیرای این مشکلات و درگیر شدنشان، باشد؟ انسان است. اگر بخواهد واقعا کارش را درست انجام دهد تعداد خاصی بیشتر در توانش نخواهد بود.


برای این روزهای عید شش رمان نوجوان جدید خریده بودم که بخوانم. دو تایشان را خواندم و دو روز است با تمام ولعی که برای خواندن بقیهشان دارم خودم را زنجیر زدم که نخوانم. این روزها یاد حرف میم هستم. مگر انسان ظرفیت هضم چند کتاب و درگیرش شدن و فکر کردن بهش را برای زمان مشخصی دارد؟ من قرار نیست کرم کتاب شوم، قرار است کتاب بخوانم و کتاب خواندن هم آداب و اصولی دارد. مثلا اینکه باید کتاب را زندگی کنی. یک نفس نخوانیاش. گاهی فصل به فصل ببندیش. نفسی تازه کنی. ماجراها را از سر بگذرانی و به آنجایی که ایستادی فکر کنی. کتاب را که تمام میکنی چند روزی به خودت فرصت بدهی تا در ذهنت تهنشین شود و بعد کتاب دیگری را دست بگیری. وگرنه حکایت، حکایت موسیقیهایی میشود که آنقدر دوستشان داری و پلیشان میکنی که از یک جایی به بعد حالت را بد میکنند. همانهایی که برایت حالخوبکن بودند. یا حکایت خوراکیهایی که آنقدر دوستشان داشتی، تناولشان کردی و حالا دلت را زدهاند. ذوق کتاب خواندن را هم مثل هرچیز دیگری باید حد نگه داشت. اصلا هرچیزی را حتی خوب باید حد نگه داشت. وگرنه که میشویم کرمِ کتاب و نه کتابخوان...


خلاصه که خودم را دو روز است زنجیر کردهام برای نخواندن... برای قرار گرفتن و دوباره کتاب دست گرفتن...

بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 200 تاريخ: پنجشنبه 5 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:26

صفحه بندی