کمد شماره پنج

خرید بک لینک

مسئول کتابخونه صدام کرد و بهم یک کلید داد. یک کلید شمارهدار. شمارۀ روی کلید پنج بود. گفت یکی از کمدها خالی شده و شما تو ذهنم بودی. تشکر کردم. کلید رو گرفتم و سریع رفتم تو اتاق کمدها. در کمد رو باز کردم. بزرگ بود. خالی بود. خالیِ خالی. مال من شده بود. بالاخره یک کمد خالی تو کتابخونه مال من شد. کمد شمارۀ پنج.

پینوشت1: و من همچنان گرهام از کتابخانه باز نشده...

پینوشت2: چنین کتابخانههاییام را آرزو ست...

بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 233 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 2:57

صفحه بندی