«خوب دقت کنید؛ نقش خدا به عنوان مبدأ هستى و آفریدگارِ فعّـالٌ لِمـا یریـد؛ نقش پیامبران به عنوان رهبران و راهنمایان امت؛ نقش امام به عنـوان زمامـدار و مسئول امت و مدیر جامعه؛ همه اینها نقشى است که باید به آزادى انسان لطمـه وارد نیاورد. اگر این نقشها بخواهد به آزادى انسان لطمه وارد بیاورد بر خـلاف مشیت خدا عمل شده است. خوب، حالا شما، اى پدر و اى مادر، مـیخـواهى درباره فرزندت چگونه نقشى داشته باشى؟ و شما اى معلـم و شـما اى مربـى، میخواهى درباره این دخترکان و پسرکان چگونه نقشى داشته باشى؟ آیـا شـما میخواهى سلبکننده آزادى و اختیار بچهها باشى، و تازه اسـمش را بگـذارى دلسوزى و تربیت؟! «من خیلى پدر خوبى هسـتم؛ نمـیگـذارم بچـهام چـپ و راست بـرود و خطـا بکنـد»! «خیلـى مـادر دلسـوزى هسـتم، آنقـدر مراقـب کوچکترین حرکات بچهام هستم که نمیگذارم و این و طرف و آن طرف برود»! «چه مدرسه خوبی آنقدر مراقب بچهها هستند که بچهها امکان تخطی از این طرف و آن طرف ندارند»! آفرین بر من و تو مسلمانِ پیرو قرآن کـه ایـنقـدر کج فکر میکنیم! میگویم قرآن میگوید اگر خدا میخواسـت اینهـا مشـرک نشوند برایش کارى نداشت؛ مشرک نمـیشـدند. خـدا خواسـته آنهـا امکـان مشرک شدن داشته باشند. خدا به پیغمبرش مـىگویـد، «اَفَاَنـت تکـره النّـاس حتى یکونوا مؤمنین؟»(1)؛ تو میخواهى مردم را مجبور کنى مؤمن باشـند؟ تـو براى این رسالت نیامدى. حالا تو، پـدر و تـو مـادر، مـیخـواهى بچـهات را مجبور کنى که مؤمن باشد؟ و تو معلم و مربى میخواهى این بچه را مجبـور کنى مؤمن و خوشرفتار باشد؟ قیمت این آدمکهاى مصـنوعىِ ظریـفِ زیبـاىِ دلربا از قیمت یک مجسمه قشنگ بیشتر نخواهـد بـود. بیاییـد همـه بـا هـم تصمیم بگیریم بچههایمان آدم باشند. آدم باشند یعنى چه؟ یعنى مختار باشند.
آگاه و مختار. نقش ما و شما نسبت به این بچهها باید نقش کمک باشد؛ نقش فراهمآورنده زمینههاى بیشتر براى رشد سریعتر و سالمتر و سرراستتر باشد، نه نقش استادکار قالبسازى که میخواهد این استعداد نرم و لطیف کودک را در یک قالب خشن بریزد و از او یک موجود قالبى بسازد.
من نمیدانم در مدارسى که با صبغه اسلامى کار میشود عملاً به این اصـل مهم تربیتِ انسانِ آزادمرد ـ آزادمردان و آزادزنان واقعى ـ تـا چـه انـدازه توجـه میشود و تا چه اندازه بـراى ایـن نقـش و ایـن پـرورش امکـان عمـل فـراهم میشود؛ ولى لااقل میتوانم عرض کنم که اگر میخواهیم در راه اسـلام باشـیم و با صبغه اسلام بچهها را تربیت کنیم، تعلیم اسلام این است. در نظام سیاسی و اجتماعی و اقتصادی اسلام مسأله بزرگ و اساسی، مسـألهاى کـه نقـش تعیـینکننـده و شکلدهنده دارد، این است که انسـانهاى پویـاى آزادى بسـازد کـه بـا انتخـاب خویشتن به راه حق، بـه راه خـدا، بـه راه پـاکى و فضـیلت و تقـوا درآینـد(2)«.
(1)سوره یونس(109)، آیه 99.
(2)«نفش آزادی در تربیت کودکان»، شهید محمد حسین بهشتی. .
ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 256