این بود قرار باران و پنجره؟ روبوسی آبدار باران و پنجره؟ یکریز پچ پچ به گوش پنجره؟*

خرید بک لینک
آخه قرار این بود؟ قرار آبانیمون این بود؟ آخه قرار این بود که وارد شیرنی فرانسه بشم و به جای اینکه مژههام از بارون خیس شده باشه، از سوزش به خاطر آلودگی خیس شده باشه؟ آخه قرار این بود که قنادباشی ببینتم و به جای اینکه یواشکی یک لیوان شیر گرم از پشت ستون بهم بده که از سوز هوا گرم بشم، یواشکی یک نون خامهای بده و بگه: «چشمات چرا اینجوریه بانو؟ اینو فعلا بخورید تا سفارشتون رو آماده کنم»؟ آخه قرار این بود؟


*دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک،... چه کار با پنجره داشت؟

قیصر امینپور
بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: قرارمون این بود,داستان از این قرار بود,قرارمون این بود فریال, نویسنده: بازدید: 217 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 23:32

صفحه بندی