امید

خرید بک لینک

داشتم میگفتم: «فلانی رو یادته؟ آموزشگاه هنریش رو تازه تاسیس کرده بود. رفتیم با هم گپ زدیم. قرار شد یک درس ما براش تعریف کنیم. طرح درسش رو نوشتیم. روزها و همه چیز رو مشخص کردیم. کلاسهای قبل از ما تو آموزشگاهش گرفت. بدون اینکه کلاسی شروع بشه از طرف ما و بدون اینکه بگه، پیچوند. بهمانی رو یادته؟ به ما گفت هیچ تبلیغی نمیکنه، اما دقیقا همونموقع تبلیغ یکی از بچهها رو کرد».

ادامه دادم: «الانِ خودمون رو ببین! بهتر از آموزشگاه تازه تاسیس اون، از هفته دیگه تو دانشگاه الزهرا میخواییم آموزش بدیم. همه تبلیغات رو ثبتنامها و ... رو هم خود دانشگاه انجام داد. تو یک مسابقه هنری چند ماه پیش شرکت کردیم. نفر دوم شدیم. دانشگاه برای آموزش ازمون دعوت کرد. یادته اصلا مسابقه رو یادمون رفته بود؟ یک دفعه بعد از چند ماه پیام دادن و گفتن تو مسابقه نفر دوم شدید. راستی رفته بودم تو پیج همون کسی که بهمانی براش تبلیغ کرده بود. میدونی فالورهای خودمون تقریبا در حد همونه؟ بدون اینکه کسی برامون تبلیغ کرده باشه».

براش گفتم: «میدونی، انگار وقتی امیدت رو از آدمها برمیداری و یک جور دیگه و به یکی دیگه امید میبندی، کارهات خیلی درست و درمونتر جلو میره».

برگشت گفت: «اتفاقا چند وقت پیش داشتم یک سخنرانی از ملکیان گوش میدادم. جالب بود که میگفت تو بحث امید داشتن، یک اشتباهی که ماها میکنیم اینه که به اجزا امید میبندیم. امید رو باید به کل داشت. اونوقت اجزا خودشون سببساز میشن. این اجزا میتونن دقیقا همون اجزایی که تو انتخاب کردی نباشن. تو ممکنه به اشتباه این اجزا رو انتخاب کنی. پس بهتره امید داشتنمون به کل ساختار هستی باشه. این کل رو میخوای کائنات بگیر، یا خدا یا ...» .

بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:48

صفحه بندی